۲۲ فروردین ۱۳۹۹

مدیریت زنجیره تأمین؛ مساله، راهکار و عملیات (شماره یکم)

بررسی چالش های اصلی اقتصاد کشور و بیان راه حل عملیاتی با نگاهی به فرصت ها و امیدها

طرح مسأله

وضعیت اقتصادی کشور ما برگرفته شده از سه چالش، عدم ثبات در قیمت، عدم پایبندی به تعهدات زمانی و عدم ثبات در کیفیت است. نمی توانیم تعهدات زمانی، ثبات قیمت و کیفیت داشته باشیم؛ یافته­ های ما نشانگر این نکته است که ایجاد ارتباط مستقیم هر یک از حلقه ­های تولید تا بازار؛ از بهترین راهکارهای رفع این چالش هاست.

راه کار

راه­ های مختلفی برای شکل گیری ارتباط از جمله ایجاد خوشه­ های صنعتی، شرکت­های مدیریت صادرات و ... پیشنهاد شده، لیکن آنچه به تجربه در آستان قدس رضوی طی سال­های ۹۷ و ۹۸ آزمودیم، ایجاد شرکت­های مدیریت زنجیره تأمین (SCM) را یکی از راه­حل­های موثر برای این ارتباط یافته ایم؛ شرکت مدیریت زنجیره تأمین یک عامل بیرونی (نخ تسبیح) است که با هدف مدیریت بهینه و ایجاد هماهنگی بین حلقه­های مختلف زنجیره تولید تا مصرف، بر اساس تقاضا و ثبت سفارشی که در آخرین حلقه گذاشته شده، جریان ۱- مالی ۲- محصول ۳- اطلاعات را تا حلقه اول مدیریت می­کند.

لذا براساس سفارش در بازار صادراتی و بازار داخلی، مواد اولیه مورد نیاز کالا تأمین، کالا تولید، فرآوری، بسته بندی، حمل و توزیع شده به فروش می­رسد.

مدل عملیاتی

مدیریت زنجیره تأمین اینجا نه متصدی است و نه تولید کننده، بلکه فعال کننده و هماهنگ کننده کلیه عوامل تولیدی و خدمات موجود در نقاط مختلف کشور است.

مدیریت زنجیره تأمین براساس تقاضای دقیقی که از بازارنهایی (انتهای زنجیره) می گیرد:

  1. تأمین مواد اولیه مورد نیاز (در صورت نیاز واردات به مورد)
  2. انتخاب مناسبترین واحدهای تولیدی (رونق تولید داخلی)
  3. بر مبنای استانداردهای بازار هدف بر تولید نظارت (تکیه بر دانش و فناوری)
  4. محصول تولیدی را با استفاده از ظرفیت های بیرونی در صورت لزوم فرآوری و بسته بندی
  5. در صورت نیاز آن را در شرایط استاندارد انبار و نگهداری
  6. طبق زمانبندی مشخص سیستم لجستیک و حمل و نقل را پیش بینی
  7. و در نهایت نیاز مشتری را برآورده می­کند. (صادرات خوب و تنظیم بازار داخل و قطع واردات)

کلیه این مراحل بدون نیاز به سرمایه گذاری و ایجاد واحد جدید از طریق بهره گیری و فعال سازی ظرفیت های خالی و یا تعطیل بنگاه های کوچک و متوسط تولیدی و خدماتی موجود بخش خصوصی (و در صورت نیاز عمومی و دولتی) توسط یک شرکت مدیریت می­شود.

لذا ایجاد یک کسب و کار جدید به نام مدیریت زنجیره تأمین، یکی از هوشمندانه ترین راهبردها برای تحقق اقتصاد مقاومتی است که با پیاده سازی آن در رشته های تخصصی میتوان هم نیاز بازار داخلی و صادراتی (درون زا و برون گرا) را تأمین کرد، هم تولید مبتنی بر ارزش افزوده به جای منبع محور را رونق داد، هم سودآوری داشت و هم اشتغال پایدار ایجاد کرد و حتی محرومیت زدایی واقعی را به ارمغان آورد.

فرصت ها و امیدها

مدیریت زنجیره تأمین یکی از کاراترین و اثربخش ترین راهبردهای تحقق اقتصاد مقاومتی است.

مدیریت زنجیره تأمین نه تنها توسط بخش ­های غیر دولتی قابل انجام بوده و تحقق کارکردها و دستاوردهای آن نیاز به ورود و مداخله حاکمیت ندارد، بلکه:

  • زیرساخت کسب و کارهای تولیدی و تجاری است؛
  • تقاضای واقعی برای فعالیت های پژوهشی و دانش بنیان را فراهم می کند؛
  • تقاضای لازم برای گسترش بازار حمل و نقل و کاهش هزینه های ناشی از مقیاس و مدیریت بار را در فعالیت ­های لجستیکی فراهم می کند؛
  • خودش هم یک کسب و کار بسیار سود آور است.